تبليغاتX
 مثل ماه...
 

تب داغ مطبوعات

چه چیزی را فدای کیفیت می کنیم؟

در حالیکه بارها و بارها از پائین بودن سرانه ی مطالعه در کشور صحبت شده و نرخ مطالعه ی ایرانیان بسیار نا امید کننده، از سال ها پیش تا به امروز پیشرفت چشمگیری نداشته، چیزی که کمی امیدبخش بود اقبالی بود که مجلات و روزنامه ها بین مردم پیدا می کردند.

تا سه چهار سال گذشته همه چیز خوب بود تا اینکه تب افزایش قیمت ها بین مجلات بالا گرفت. بعضی از نشریات هر چند ماه یکبار 100 تومان روی قیمت مجله هایشان می گذاشتند تا یک جاهایی خوانندگان ثابت و غیر ثابت تاب آوردند و مسئولان نشریات هم با سرخوشی به بالا بردن قیمت ها ادامه دادند! البته باید کمی هم به آنها حق بدهیم چرا که یکباره ی یارانه ی دولتی به پائین ترین حد خود رسید و قیمت کاغذ هم به طرز سرسام آوری بالا رفت. اما از یک جاهایی به بعد ریزش شدید مخاطب که برای بعضی نشریات هنری به بیش از 50 درصد هم رسید کا را سخت تر کرد.

کمی بعد سر و کله ی مجلات شیک و با کیفیتی پیدا شد که با کاغذهای مرغوب گلاسه و چاپ خوب و البته قیمت های استثنائی! منتشر می شدند. نشریات قدیمی هم برای جلب رضایت دوباره ی مخاطبانشان با بالا بردن کیفیت کاغذ سعی کردن توجیه مردم پسندی برای بالا رفتن قیمت ها پیدا کنند...

البته بالا رفتن کیفیت چاپ اتفاق مثبتی است اما در اوضاع بحران اقتصادی این روزها چند درصد از مردم حاضرند چنین قیمت هایی را برای خرید مستمر نشریات پرداخت کنند؟ آنهایی که تا چند سال پیش چندین روزنامه و مجله را با هم می خواندند امروز برلی خرید حتی یکی از این مجله های خوش آب و رنگ هم دل دل می کنند! مجله ی فیلم و هفته نامه ی توقیف شده ی تلاش با کاغد کاهی و سیاه و سفید چند برابر مجله های خوشگل! این روزها مخاطب داشتند! می گویم خوشگل چون بیشترشان از نظر  محتوا حرف تازه ای برای گفتن ندارند فقط زیبا شده اند!

کاش مطبوعاتی ها بیشتر از هر چیز به رسالت اصلی شان بپردازند و اینقدر اصل را فدای حاشیه ها نکنند. ارزش یک مجله به قلم نویسنده ها و مطالبش است نه رنگ و رو و نوع کاغذش! مخصوصا که این روزها با گسترش اینترنت، مردم مطالب مورد نظرشان را از طریق سایت ها و یا حتی مجلات اینترنتی پیدا می کنند و این زنگ خطری است برای مطوعاتی ها! دور نیست زمانی که مردم دیگر نیازی به خرید مجلات و روزنامه ها پیدا نمی کنند. کاش تا دیر نشده برای برگرداندن مخاطبان کاری کرد...


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/08/10 ساعت موضوع اجتماعی | لینک ثابت


خرده گزارشی از نمایشگاه مطبوعات!!

تخفیف؛ بی تخفیف!

 

1- نمایشگاه برخلاف سال گذشته بسیار خلوت بود! شاید هم دلیلش این باشد که سال قبل در محیط کوچکتری (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) برگزار شده بود و امسال در محیط خیلی بزرگ مصلی! به هر حال نمایشگاه مطبوعات حدود دو سال است که به صورت مستقل از نمایشگاه کتاب برگزار می شود و شاید هنوز بین مردم جا نیفتاده است. چرا که مردم عادت داشته اند در حاشیه ی بازدید از نمایشگاه کتاب، سری هم به عالم مطبوعات بزنند.

2- در این نمایشگاه برخلاف سال قبل غرفه داران نسخه های رایگان شماره ی جدیدشان را به مردم هدیه نمی کردند! فقط شماره ی جدید روزنامه ی حیات نو بود که به صورت رایگان نصیبم شد!  سال قبل مجله ی رویش شماره ی جدید را با چند درصد تخفیف عرضه می کرد اما امسال از این خبرا نبود به جای تخفیف یک شماره از شماره های قبل و یک پوستر از لیلا حاتمی به عنوان جایزه ی خرید شماره ی جدید هدیه می شد…

3- وقتی وارد غرفه ی چلچراغ شدم پسر جوانی مشغول صحبت با تعدادی از بازدیدکننده ها بود که: وقتی مجله ی ما سال چهارم بود تازه همشهری جوان و مجله های این تیپی اومدند. مجله ی ما مجله ی جوان هاست و بقیه از ما کپی کردند… خانم همتی هم  که حتما برای چلچراغ خوان ها نام آشنایی است به بازدیدکننده هایی که اغلب پای ثابت همه ی شماره های مجله بودند آن آقا را معرفی کرد و گفت ایشان از همکاران جدید ما هستند. (ببخشید که اسمشان را یادم رفت!) چلچراغ هم از مجله هایی بود که سال قبل شماره های قبلی را رایگان به بازدیدکننده ها می داد ولی امسال با کم کردن فقط 200 تومان از قیمت اصلی آن  ها را به فروش می رساند.

4- بخش پایگاه های خبری با اینکه از شیک ترین بخش های نمایشگاه بود ولی از بقیه ی قسمت ها خلوت تر بود. غرفه ی خبرگزاری فارس شاید بشود گفت از زیباترین و خلوت ترین بخش های نمایشگاه بود! هیچ بازدیدکننده ای محض رضای خدا آنجا بود! و مسئول نظرسنجی کاملا بیکار، مشغول مطالعه ی رمان بود! از بین روزنامه ها هم من فقط به غرفه ی روزنامه ی حیات نو سر زدم که با عکس های میرحسین موسوی و زهرا رهنورد تزئین شده بود.

5- شاید پرازدحام ترین غرفه ی نمایشگاه، غرفه ی همشهری جوان بود. در این غرفه به همه ی بازدیدکننده ها یک برگ رای داده می شد و از شما می خواستند که دغدغه های خودتان را بنویسید که دوست دارید بیشتر چه مطالبی در همشهری جوان بخوانید؟ درباره ی مسکن، روابط دختران و پسران، ازدواج، امنیت اجتماعی و… این هم ناگفته نماند که اینجا هم خبری از مجله ی رایگان نبود! چه جدید و چه قدیم! و باز هم درست برعکس پارسال!!

6- در حالیکه بیشتر غرفه ها ترانه های احسان خواجه امیری را پخش می کردند، غرفه ی ترانه ی ماه تنها غرفه ای بود که صدای آهنگ های حمید عسگری از آن بلند بود! طبق معمول داریوش شهریاری غرفه دار بود و هرازگاهی صدای حمید عسگری را کم و زیاد می کرد و می نشست منتظر خواننده های مجله! غرفه ی ترانه ماه هم نسبت به سال قبل با سلیقه تر درست شده بود.

7- در قسمت نشریات اجتماعی غرفه های خانواده ی سبز، موفقیت، سپیده دانایی، سروش، شهرزاد، زندگی ایده آل و… بودند و البته طبق معمول کاریکاتوریست روزهای زندگی مشغول کشیدن کاریکاتور بازدیدکننده هایی بود که دوست داشتند چهره ی طنز خودشان را ببینند!

8- قسمت نشریات خارجی هم آنقدر سوت و کور بود که بهتر است چیزی نگویم! دریغ از حتی یک بازدیدکننده! باور کنید! بیشتر غرفه داران مشغول انجام کارهای شخصی شان بودند و عده ای هم اصلا غرفه را ترک کرده بودند! بخش نشریات خارجی طبقه ی بالا بود.

 9- بخش نشریات تخصصی هم بخش جالب و نسبتا پربازدیدی بود. مخصوصا برای من که مدت هاست دنبال یک نشریه ی تخصصی در زمینه ی زمین شناسی می گردم. دو غرفه ی کنار هم مربوط به زمین شناسی بودند. یکی مجله ی سنگ و معدن که غرفه دارش با کمال میل شماره ی جدید و تمام شماره های قبلی را به صورت رایگان در اختیار من قرار داد (توضیح اینکه این نشریه به صورت فصلنامه، با قیمت 2500 تومان و در بخش خصوصی منتشر می شود) و دیگری زمین و معدن که با پیش شرط اشتراک تعدادی از شماره های قبلی را رایگان دادند. البته من خودم قصدم اشتراک بود. (این مجله توسط سازمان زمین شناسی و با قیمت 600 تومان منتشر می شود) البته تعدادی سی دی از تصاویر زیبای زمین شناسی ایران و یک نرم افزار از میکروفسیل ها هم نصیبم شد! (البته رایگان نه ها! بلکه با چانه زدن ما با تخفیف حدود 25 درصدی)

 

در نهایت نمایشگاه، نمایشگاه جالبی بود و نسبت به سال قبل دلباز تر و زیباتر (از نظر دکور غرفه ها) بود. من که فکر می کنم ارزش یکی دو ساعت وقت گذاشتن را داشته باشد!


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/08/05 ساعت موضوع اجتماعی | لینک ثابت


لاست ایرانی ساخته می شود!

 

علیرضا معتمدی، نویسنده ی سریال لاست ایرانی: نباید لو برود!

بعد از دوبله ی سریال لاست توسط موسسه پرده ی نقره ای، خبر ساخت نسخه ی ایرانی این سریال در صدا و سیما هم منتشر شد! قرار است سریالی با قصه ای شبیه لاست به زودی از تلویزیون پخش شود. این هم گفتگوی کوتاه مجله ی چلچراغ با نویسنده ی این سریال.

سریال لاست چه ویژگی هایی برای ایرانی شدن دارد؟

ما از موقعیت جذاب این سریال الهام گرفتیم و آن را مدل و الگویی قرار دادیم تا حرف های دیگری بزنیم. در عین حال که بسیار شبیه است، متفاوت هم هست. با توجه به امکانات و عرف جامعه، داستان جلو می رود.

محور قصه چیست؟ همان سقوط هواپیما؟

بله.

لوکیشن این سریال کجاست؟

درمورد لوکیشن نمی توانم توضیح بدهم، چون نکته ای است که نباید لو برود. اما تنها نکته ای که این سریال را از لاست متفاوت می کند لوکیشن آن است. قصه ما داستانی یک خطی و روشن دارد؛ برخلاف لاست که لایه های زیاد و قصه های فرعی زیاد دارد. سریال بین 26 تا 50 قسمت است و به اندازه ی لاست جادویی نیست و رئال تر است.

شخصیت پردازی و تعداد کاراکترها چطور است؟

چند قهرمان اصلی دارد که تماشاگربا آنها همراه می شود و چند شخصیت درجه دو دارد که هر کدام بنا به اقتضای داستان اصلی، نقش پررنگ تری پیدا می کنند.

الان در چه مرحله ای از نوشتن هستید؟

در مرحله طراحی شخصیت ها هستیم. هنوز هیچی معلوم نیست.

چرا؟ مگر کار تهیه کننده ندارد؟

تهیه کننده ی این سریال حمید اعتباریان است و قرار است از تلویزیون پخش شود. البته خیلی ها طرح لاست ایرانی را در این سال ها ارائه داده اند، اما ظاهرا تلویزیون طرح ما را بیشتر پسندیده است.

به بازیگرها هم فکر کرده اید؟

فکر کردیم، ولی الان فقط قصه ی اصلی را داریم و حتی هنوز وارد مرحله ی نوشتن فیلمنامه هم نشده ایم. بیشتر جذابیت ژورنالیستی دارد و از آن جایی که بسیار پربازیگر و پرهزینه است، معلوم نیست چه موقع جدی می شود.

منبع: چلچراغ


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/08/03 ساعت موضوع موسیقی و سینما | لینک ثابت


سنگها مي توانند شما را جادو کنند و بر فعاليت هايتان تاثير بگذارند. اگر در درستي اين قضييه ترديد داريد در موقعيتي که نياز به شجاعت داريد يک تکه سنگ «حديد» با خود حمل کنيد تا اثر آن را به چشم ببينيد.


سنگها مي توانند شما را جادو کنند و بر فعاليت هايتان تاثير بگذارند. اگر در درستي اين قضييه ترديد داريد در موقعيتي که نياز به شجاعت داريد يک تکه سنگ «حديد» با خود حمل کنيد تا اثر آن را به چشم ببينيد. يا مي توانيد براي اينکه عشق بين خود و همسرتان را افزايش دهيد گردن بندي از لاجورد به گردن بياويزيد، چون لاجورد عشق و دوستي را زياد مي کند.
. هر يک از سنگهاي موجود در طبيعت خاصيتي ويژه و منحصر به فرد دارد. انرژي از امواج کيهاني عبور مي کند و به واسطه سنگهايي که بر گردن آويخته ايد يا به نحوي با بدن شما در تماس قرار گرفته اند به شما منتقل مي شود. علاوه بر اين دانشمندان بر اين باورند که هر سنگ با متولد ماه خاصي ارتباط بيشتر و بهتري برقرار مي کند و مي تواند براي درمان بيماريها يا متعادل کردن قواي روحي و دماغي او مثمر ثمر باشد. به خاطر داشته باشيد که براي متولدين هرماه، علاوه بر سنگ مخصوص خود او، ممکن است چندين سنگ ديگر هم مفيد باشد. شما سنگ ها را چقدر مي شناسيد و درباره آنها چه اطلاعاتي داريد؟

فروردين
الماس، يکي از گرانبهاترين و زيباترين سنگهاي موجود در طبيعت با متولدين فروردين ارتباط بيشتري برقرار مي کند. اين سنگ اعتماد به نفس را افزايش مي دهد و احساس شکست ناپذيري را در انسان تقويت مي کند.الماس يکي از قديمي ترين سنگهاي موجود در طبيعت است که خاصيت تصفيه کنندگي دارد و مخصوصا روي کارکرد کليه ها و مثانه اثر مثبتي مي گذارد. علاوه بر آن کارايي و قدرت سنگهاي ديگر را هم افزايش مي دهد. فراموش نکنيد متولد هر ماهي هستيد و از هر سنگي استفاده مي کنيد افزودن الماس به گردن بند خود را از ياد نبريد.

ارديبهشت
سنگ متولدين ماه مياني بهار، زمرد است. زمرد از زمان خيلي دور به عنوان سنگ درماني به کار مي رفته است. يکي از مهم ترين ويژگي هاي آن اين است که روح و جسم را با هم متعادل مي کند. اين سنگ روي تيروئيد و تصلب شرائين اثر مي گذارد و در مورد بيماراني که پارکينسون دارند يا مبتلا به صرع هستند روند درمان را بهبود مي بخشد. زمرد فشارخون و بيماري قلبي را نيز کنترل مي کند. در زمان هاي گذشته براي درمان بچه هاي کوچک هنگامي که به تب مبتلا مي شدند مورد استفاده قرار مي گرفته است. اين سنگ ادراکات شهودي را افزايش مي دهد و در ايجاد نبوغ تاثير دارد. يوگي ها و کساني که مديتيشن مي کنند اعتقاد دارند وقتي زمرد همراه دارند زودتر به تمرکز مي رسند.

خرداد
سنگ اختصاصي متولدين خرداد ماه مرواريد است. به مرواريد، داروي جادويي نيز مي گويند. اين سنگ روي اعصاب و کليه عضلات اثر مثبت مي گذارد و بيماريهاي ناشي از کمبود کلسيم را برطرف مي کند. مرواريد نيروي حيات را افزايش مي دهد و ضد اضطراب عمل مي کند. علاوه بر آن همراه داشتن مرواريد باعث ميشود قوه ابتکار شما بهتر عمل کند و خلاقيتتان افزايش يابد.

تير
سنگ متولدين نخستين ماه تابستان «گارنت» است که به رنگ تيره و شبيه ياقوت قرمز در طبيعت ديده مي شود. گارنت سنگ حامي مسافريني است که با کشتي سفر مي کنند. اين سنگ براي استحکام ديواره هاي سرخرگ، تقويت چشم و درمان سرطان در مراحل اوليه آن کارايي دارد. اثرات اين سنگ ميان زنان بيشتر نمايان مي شود. گارنت بيماريهاي زنانگي را بهبود مي بخشد و بر درمان اختلالات قاعدگي اثر مثبت مي گذارد.

مرداد
پريدوت و اونيکس سنگهاي متولدين مرداد ماه هستند. اونيکس سنگي شبيه عقيق است که به رنگ سياه يافت مي شود. اين سنگ براي درمان اعتياد مورد مصرف دارد. به نظر مي رسد از آن جا که اونيکس اعتماد به نفس و دلگرمي را افزايش مي دهد از گرايش افراد به سوي اعتياد مي کاهد. اونيکس روي سياهرگها و مفاصل بخصوص در افرادي که که دچار نقرس هستند اثر مثبتي مي گذارد و از لحاظ رواني موجب ازدياد هماهنگي روحي انسان مي شود.

شهريور
ياقوت کبود سنگ مخصوص متولدين شهريور ماه است. اين سنگ داراي خاصيت شفابخشي است و روي سلول هاي پوست، مو و ناخن خيلي تاثير مي گذارد. ياقوت کبود از ريزش مو جلوگيري مي کند و سيستم عصبي را بهبود مي بخشد. اين سنگ درد را کاهش مي دهد و براي بيماريهاي مزمني مثل روماتيسم و نقرس اثر مثبت دارد. علاوه بر آن براي درمان سرگيجه و جلوگيري از خونريزي زخم ها به کار مي رود.

مهر
متولدين مهر ماه مي توانند از سنگهاي مونستون و اوپال استفاده کنند. مونستون چندين رنگ دارد . سفيد مايل به آبي، مايل به سبز و مايل به صورتي آن در طبيعت يافت مي شود. سنگي است که روي اختلالات هورموني خيلي تاثير مثبتي دارد بخصوص شير مادران را افزايش مي دهد. اين سنگ روي تيروئيد هم اثر مثبت دارد و باعث مي شود موانع احساسي شخص از بين برود.
اوپال از خانواده عقيق است و سنگي است که در کشور استراليا به دست مي آيد. اين سنگ روي التهابات روده و معده موثر است و بر جريان خون نيز اثر مي گذارد. از اين سنگ به طلسم خوشبختي نيز ياد شده است. در گذشته مرسوم بوده که از اشخاص مبتلا به افسردگي ، در خواست مي کردند به اوپال سياه نگاه کنند چون اعتقاد داشتند اين کار افسردگي آنها را از بين مي برده است.

آبان
سيترين و ياقوت قرمز سنگ هاي متولدين اين ماه هستند. ياقوت قرمز براي بيماريهاي ويروسي و اپيدمي ، همچنين درمان تب مفيد است. اين سنگ بيحسي و رخوت را از بين مي برد و از زايمان زودرس جلوگيري مي کند. ياقوت قرمز ايمني بدن را افزايش مي دهد و از لحاظ رواني هم باعث رهايي از وابستگي هاي رواني مي شود. از زمان قديم متداول بوده که به زوجهاي جوان توصيه مي شده اين سنگ را براي وفاي بيشتر نسبت به شريک زندگي به گردن بياويزند..

آذر
رسيديم به متولدين آذرماه و سنگ فيروزه. از سنگ فيروزه به عنوان سنگ حامي ياد شده است. معروف است که در اروپا خلبانان و مهمانداران هواپيما براي ايمني در سفر از فيروزه استفاده مي کنند. چون اين سنگ از سقوط جلوگيري مي کند. فيروزه بر روي عملکرد نادرست کبد اثر مي گذارد و قدرت و سوي چشم را افزايش مي دهد. فيروزه ضد افسردگي است، نشاط آور مي آورد و التهبات پوستي را فرو مي نشاند.

دي
نکته عجيبي است! متولدين دي ماه سنگ مخصوص به خود ندارند اما در عوض همه سنگها با تمام خواصشان براي آنها مفيد هستند. پس آزاد هستيد با توجه به علاقه و تمايلتان هر سنگي را که مي خواهيد انتخاب کنيد.

بهمن
آماتيست، سنگ کريستالي بنفشي که به اضطراب پايان مي دهد سنگ متولدين بهمن ماه است. اين سنگ ضد اضطراب و کابوس است و براي کساني که بدخواب هستند يا مدام کابوس مي بينند توصيه شده است. تجربه نشان داده است که افراد مضطرب وقتي آماتيست همراه خود دارند به آرامش مي رسند.

اسفند
متولدين آخرين ماه سال با مرجان پيوند برقرار مي کنند. مرجان از گياه دريايي به دست مي آيد و از رنگ قرمز پررنگ تا گل بهي و صورتي يافت مي شود. چون منشاء آن کلسيم است روي بيماري استخوانها بخصوص راشيتيسم تاثير مثبت مي گذارد. مرجان براي استحکام دندانها مفيد است و انعطاف پذيري را هم تقويت مي کند. متولدين اسفندي که به راحتي نمي توانند خود را با محيط وفق دهند با همراه داشتن مرجان مي توانند بر اين ضعف فائق آيند.

منبع: وبلاگ زمین شناسی دانشجویان دانشگاه پیام نور


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/08/03 ساعت موضوع علمی و تاریخی | لینک ثابت


کارهای مذهبی جدیدی از بنیامین در راه است...




مدير مؤسسه‌ی ترانه‌ی شرقی خبر داد؛
2 قطعه‌ی بنيامين به مناسبت ميلاد امام رضا (ع) منتشر می‌شود

موسیقی ما- محسن رجب‌پور، مدیر مؤسسه‌ی ترانه‌ی شرقی خبر داد؛ در تاریخ هشتم آبان‌ماه و به مناسبت تولد امام رضا (ع)، دو قطعه‌ی ساخته‌ی بنيامين به اين مناسبت به سفارش كتاب شهر ایران آماده و منتشر می‌شود.

بنابرگزارش خبرنگار سايت موسيقی ما، رجب‌پور در انتهای نشست مطبوعاتی کنسرت عليرضا قربانی با آهنگ‌سازی خلعتبری درباره‌ی اين 2 قطعه توضيح داد: «اين 2 قطعه‌ی بنيامين به مناسبت ميلاد امام هشتم، در 8/ 8/ 1388 با اشعار سيدفريد احمدی و آهنگ‌سازی بنيامين بهادری و خوانندگی اشکان شاملو و عليرضا ناظم، تا قبل از ميلاد امام رضا (ع)، توسط مؤسسه‌ی کتاب‌شهر ارائه خواهد شد.
رجب‌پور ادامه داد: «کار به سفارش مؤسسه‌ی کتاب‌شهر است و نحوه‌ی ارائه‌ی آن‌ها با خود آن مؤسسه است.»


منبع : موسيقی ما


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/07/29 ساعت موضوع | لینک ثابت


به بهانه ی روز ملی دختران

حضرت محمد (ص): دختران را ناخوش ندارید زیرا آنها مونس های گران بهایند

 

شب شده و با تمام ذهنیت بدی که از این موقع شب بیرون بودن دارید مجبور می شوید تاکسی بگیرید. نیم ساعت کنار خیابان می ایستیدو سوار شخصی هایی که راه به راه بوق می زنند نمی شوید تا حتما یک تاکسی سر برسد. همین که یک تاکسی جلوی پایتان ترمز می زند و سوار می شوید، راننده ضبط اش را روشن می کند و یک آهنگ رپ خفن می گذارد که آنقدر کلمات زشت در ترانه اش به کار رفته که تا بناگوش سرخ می شوید.  بعد شروع می کند به حرف زدن و از سختی روزگار و بالا رفتن سن ازدواج می رسد به سیاست و آخرین نطق رئیس جمهور! بعد از هر جمله ای هم با نگاه چندش آوری از آینه ی جلو نگاهتان می کند که تمام دل و روده تان به هم می پیچد!

مدام سعی می کنید خودتان را با نگاه کردن به بیرون و بازی کردن با موبایل مشغول کنید تا بلکه راننده بی خیال بشود! ترس تان وقتی بیشتر می شود که چند نفر دیگر کنار خیابان دست بلند می کنند و راننده نگه نمی دارد! اگر او مسافرکش است، چرا مسافرها را سوار نمی کند؟؟!!قلبتان شروع می کند به تند زدن و تا مغزتان تیر می شکد. نفس تان به سختی در می آید انگار که برای هر بار تنفس چه کار سخت و پر مشقتی انجام می دهید! برای مدتی نه چیزی می بینید نه چیزی می شنوید. تمام قصه هایی که در شرایط مشابه شرایط شما اتفاق افتاده و پدر و مادرتان صدها بار برایتان تعریف کرده اند در مغزتان زنده می شود. به هر زور و سختی که شده با صدای نسبتا بلندی سر راننده که حالا شروع کرده از قیافه و اندام شما تعریف کردن، فریاد می زنید: نگه دار!!

وقتی راننده بی تفاوت نسبت به حرف شما راه خودش را می رود آنقدر سرتان داغ می شود که هر چه ناسزا بلدید نثارش می کنید و آنقدر داد و بیداد می کنید تا مجبور شود همان جا کنار اتوبان شما را پیاده کند و دم آخری شماره تلفنی لای بقیه ی پولتان بگذارد! با عصبانیت راننده را با فحش و ناسزا بدرقه می کنید. وقتی می رسید خانه، جلوی آینه می ایستید و به صورت بدون آرایش و مقنعه و مانتوی ساده تان نگاه می کنید. انگار چیزی گلویتان را فشار می دهد... یاد حرف های پدر می افتید: پسرها مزاحم دخترهایی می شوند که بهشان چراغ سبز نشان می دهند! اگر دختری نجیب و با وقار باشه هیچ کس مزاحمش نمیشه!

مدام با خودتان فکر می کنید چه ایرادی دارید که نجیب به نظر نمی رسید؟ و اگر نجیب هستید پس چرا آن پسرها مزاحمتان می شوند؟!!

در تقویم، روز تولد حضرت معصومه (س) به عنوان «روز دختران» نامگذاری شده است. به قول یکی از استادهای دانشگاه، روزهایی که در تقویم به مناسبت خاصی نامگذاری شده اند با فلسفه  و منطقی همراه بوده، این روزها فرصت هایی هستند بریا تفکر عمیق تر درمورد یک موضوع خاص... روز پدر، مادر، خانواده، ازدواج، سلامت و... اگر می بینید یک روز از سال به نام دختران نامگذاری شده دلیلش نیاز جامعه به توجه بیشتر و عمیق تر به این قشر است.

دختران جامعه ی ما رکورد دار مبتلا شدن به انواع و اقسام بیماری های روحی هستند. افسردگی که انگار جزئی از شخصیت یک دختر است و دخترِ بدون افسردگی نرمال به نظر نمی رسد!! هیچ فکر کرده اید چرا این طور است؟ اگر تا به حال به این موضوع دقت نکرده اید این روزها که به روز ملی دختران نزدیک می شویم فرصتی است برای اندیشیدن به این موضوع و اتخاذ تصمیمات جدی. اگر دختر باشید یکسری تصمیمات و اگر پسر باشید هم می توانید تصمیمات جدیدی برای نحوه ی برخورد و تعاملتان با دختران اطراف خود بگیرید.

من یک دخترم و شرایطی که در زندگی داشته ام و احتمالا خواهم داشت با بیشتر دخترهای ایرانی یکسان است. از وقتی دست چپ و راستم را شناختم، خانواده ام مرا از بیرون می ترساندند. بیرون از خانه برایم تبدیل شد به یک دنیای وحشی. یک دنیای پر از انسان های گرگ صفت که منتظرند تا یک بره ی بی دفاع را تکه تکه کنند!

 

هر چه بزرگتر می شویم مزاحمت های جنس مخالف از چشمک و تکه پرانی های لوس و بی مزه که فقط خودشان را می خنداند هم بزرگتر شد. حتی تیکه پراکنی ها هم از چرت و پرت های بچه گانه فراتر رفت و به جاهای باریک کشید... خدا نکند که اتفاقی با یک پسری چشم تو چشم شوی! حتی برای یک لحظه! البته این معضل بخشی اش هم زیر سر تعدادی از دختران است که باعث می شوند پسرها همه را به یک چشم ببینند.

این مزاحمت ها که از اتوبوس و مترو و دانشگاه و کلاس های آزاد و محل کار و... همه جا با دختران است را اضافه کنید به داستان های راست و دروغی که پدر و مادرها برای عبرت دخترانشان روزی صد بار زیر گوششان زمزمه می کنند... فلان دختر با یه پسری دوست شد، پسره ازش سوء استفاده کرد... فلان کس رفته بود سرکار، رئیس شرکت بهش تجاوز کرد... قطعا هر دختری، سنگ هم که باشد، بی خیال دنیا هم که باشد کم می آورد!

این ترس و وحشت با برخوردهایی که ناچارا با جنس مخالف در اجتماع پیش می آید روح دختران را پژمرده می کند.

شاید پسرها خودشان هم متوجه تاثیرات منفی که روی یک دختر می گذارند نشوند. مثلا همین زل زدن های مدام به یک دختر! بعضی وقت ها تعجب می کنم که بعضی ها اصلا چطور می توانند نیم ساعت به یک نفر زل بزنند! آن هم با چنان دقتی که انگار فیلم سینمایی تماشا می کنند! خودشان خسته نمی شوند؟!! تصور کنید وقتی در مترو یا اتوبوس ایستاده اید و پسری کمی آن طرف تر شما را زیر نظر گرفته. چنان به شما زل زده که احساس می کنید شاید چیز عجیبی در شما وجود دارد که خودتان از آن بی خبرید! کمی کقتعه را روی سرتان جا به جا می کنید مدام این پا اون پا می شوید اما سنگینی نگاهی که روی شماست تا وقتی به ایستگاه مقصد نرسید یا نرسد دست از سرتان بر نمی دارد!

تیکه هایی که یک پسر یک لحظه گفته و از کنارتان رد شده و احتمالا همان لحظه هم توی دلش به حرف مسخره و زشتی که زده خندیده، شاید یک ساعت بعد اصلا در خاطرش نمانده باشد اما بعضی حرف ها گاهی تا چند روز در مغز آن دختر تکرار می شود و عذابش می دهد!

بدترین استرس ها وقتی به یک دختر تحمیل می شود که مجبور باشد در تاریکی شب از منزل خارج شود مثلا کلاس داشته باشدیا هر کار دیگری. شاید هیچ اتفاقی هم نیافتد اما بالاخره ترسناک ترین قصه های پدر و مادر مربوط می شود به دخترهایی که موقع تاریک شدن هوا هنوز به خانه برنگشته اند!

متاسفانه تمام این معضلات به این دلیل وجود دارند که هنوز هم با وجود این همه پیشرفت علم و فرهنگ و زندگی اجتماعی، بیشتر مردها به زنان و دختران نگاه جنسیتی دارند! وقتی در جامعه دختری را می بینند به این فکر نمی کنند که او هم یک انسان است مثل من! اگر الان بیرون از خانه اش است حتما کاری دارد. این روزها اوضاع دختران از هر وقت دیگری بحرانی تر است. این احساس آزار دهنده ی عدم امنیت وقتی تشدید می شود که دوستان نزدیکتان از تجربیات خودشان در محل کار و کلاس های خصوصی یا پارک ها و... می گویند. متاسفانه حتی دانشگاه هم دیگر آن محیط امن سابق نیست! و دانشجویان دختر جرات ندارند به اتاق اساتید یا مسئولان بروند چون می دانند اگر هم اتفاقی رخ بدهد باز هم انگشت اتهام همه به سوی فرد آزار دیده یعنی همان دختر دراز است! که تو او را وسوسه کردی! با نقشه ی قبلی وارد اتاق او شدی!!

این ها حقایق تلخی است که هر روز در جامعه رخ می دهد و به هر حال به گوش خانواده ها و دختران می رسد و قطعا این احساس عمیق نا امنی را که در وجودش ریشه دوانیده تشدید می کند. .. وقتی به همه ی این ها فکر می کنیم می بینیم اگر دختری افسرده نباشد بیمار است!!!

بریا اینکه دخترها بتوانند از این احساس عدم امنیت نجات یابند اولین قدم ها باید از جانب پسرها برداشته شود. هرکس از خودش شروع کند تا به مرور جامعه اصلاح شود. من خوب می دانم که بیشتر از 90 درصد پسرهایی که دختران را آزار می دهند این کار را از روی بدجنسی ذاتی انجام نمی دهند ولی بد نیست بدانند که این تفریح شان تبعات سختی دارد. یکی از همین دخترها قرار است همسر آینده شان شود. چه کسی دوست دارد وقتی به یک دختر غریبه حرف نامربوطی می زند عین همان حرف را جای دیگری یک پسر دیگر به دختری که قرار است همسر آینده اش باشد بزند؟ وقتی روح دختران پژمرده شد نتایجش برای پسرها بعد از ازدواجشان روشن می شود. وقتی که مجبورند تا آخر عمر، با یک زن افسرده زندگی کنند!

بهترین حسن ختام، قسمتی از یک حدیث از پیامبر گرامی اسلام است:«نسبت به زنان دیگران عفیف و پاکدامن باشید تا زنان خودتان هم غفیف و پاکدامن بمانند...»

28مهرماه, سالروز تولد حضرت معصومه (س) و روز دختران را به

 همه ی دخترهای مهربان ایرانی تبریک می گم.


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/07/26 ساعت موضوع اجتماعی | لینک ثابت


دومین آلبوم کودک بنیامین به زودی منتشر می شود...

قصه های شب، با همکاری بنیامین و بهاره افشاری!

وقتی پاندای کونگ فوکار دوبله و پخش شد. یکی از تبلیغات ابتدای آن مربوط می شد به یک آلبوم کودکانه به نام «عجیج و مجیج» و با شعار تبلیغاتی «عجیب تر از عجیب و غریب» که از آن کار به عنوان هدیه ی بنیامین برای بچه ها یاد شد... حالا با انتشار انیمیشن «عصر یخبندان3» باز هم تبلیغی از یک آلبوم کودک با آهنگسازی بنیامین به چشم می آید. البته از آلبوم قبلی هنوز هم خبری نیست. شاید بتوان گفت مورد قبلی شباهت اسمی است و آن بنیامین، این بنیامین نیست! اما این بار داستان فرق می کند. چون از عکس بنیامین هم در تبلیغ آن استفاده شده است. نکته ی جالب توجه استفاده از آهنگ «چه حالی داره» از آلبوم ساعت 9 سیروان خسروی در تبلیغات این آلبوم است!

این آلبوم می تواند یکی از پر فروش ترین های کودک باشد. این مجموعه شامل 365 قصه برای 365 شب است که قصه های آن توسط بهاره ی افشاری خوانده شده و توسط موسسه «هنرنمای پارسیان» منتشر خواهد شد.

تبلیغات آن هم تبلیغات جالبیست... تبلیغات کوتاه و کم حجم است زمان آن یک دقیقه و سه ثانیه است و به راحتی دانلود می شود. می توانید از لینک زیر دانلود کنید...

 دانلود


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/07/25 ساعت موضوع موسیقی و سینما | لینک ثابت


بهنام صفوی

برای قلب عاشقم لاف صداقت و نزن

خودت می دونی که دیگه رو شده دستت واسه من...

چند وقت پیش بود که تک تراکی با نام «عشق من باش» با صدای بهنام صفوی، تنظیم سیروان خسروی و ترانه ای از زانیار خسروی وارد بازار موسیقی شد و به فاصله ی چند ماه آلبومی به همین نام توسط این خواننده منتشر شد. خوشبختانه «عشق من باش» به سرنوشت «جز تو» محمد علیزاده دچار نشد تا مخاطبان همچنان چشم انتظار انتشار آلبوم بمانند!! در این پست می خواهیم به طور مختصر به معرفی این آلبوم بپردازیم، البته فقط از نگاه یک مخاطب عادی...

آلبوم «عشق من باش» شامل ۹ تراک است با نام های: عشق من باش، خسته شدم، غرور، تمنا، رفیق نیمه راه، بی تو امشب، تبریک، بی قرار و دل خسته. بیشتر ملودی ها دست پخت خود بهنام صفوی است با این حال سیروان خسروی، حمید عسگری و شهاب رمضان هم در آهنگسازی آلبوم نقش داشته اند. تنظیم های کار هم بر عهده ی سیروان خسروی و بهنام صفوی بوده است. ضمن اینکه در این آلبوم می توانید شنونده ی ترانه هایی از زانیار، ساغر شفیعی، رضا ناظری، شهرزاد طباطبایی، زهرا کلاته و علی بحرینی باشید.

اسامی آشنایی هم در بین نوازندگان کار دیده می شود. علاوه بر بهنام صفوی و سیروان خسروی، امید حجت، فیروز ویسانلو، بابک یوسفی، امید امیری و پیمان طونی هم از دیگر نوازندگان آلبوم محسوب می شوند... این از مشخصات کلی کار که با نگاهی به اینسرت دستگیرتان می شود و اما برویم سراغ نکات مثبت و منفی کار البته همان طور که گفتم از نگاه یک مخاطب عادی...

+

 

اصلا قبل از اینکه آلبوم را بشنویم با دیدن نام سیروان خسروی به عنوان تنظیم کننده ی بیشتر قطعات می توانیم انتظار شنیدن یک آلبوم شیک و تمیز را داشته باشیم، البته این انتظار، انتظار بیهوده ای نیست. هر چند سیروان خسروی برای این آلبوم به اندازه ی کارهای خودش و یا برادرش «مایه» نگذاشته است اما هنوز هم بهترین نتیجه را نسبت به تنظیم کننده های دیگر برای این آلبوم به ارمغان آورده است. بهترین قطعه ی آلبوم بدون شک همان هیت معروفش «عشق من باش» است ولی این قطعه فاصله ی چندانی نسبت به سایر قطعات ندارد. در واقع یکی از مهم ترین نقاط مثبت این آلبوم این است که از قطعه ی اضافی که مثل وصله ی نچسب در بیشتر آلبوم ها وجود دارد، اینجا خبری نیست!

یکی دیگر از جنبه های مثبت کار، به ترانه هایش بر می گردد. در این آلبوم، پنج ترانه از ۹ ترانه توسط ترانه سرایان زن سروده شده و این نکته ی مهمی است. چون اصولا خواننده های مرد تمایل چندانی به خواندن ترانه های ترانه سرایان زن نشان نمی دهند و این در حالیست که احساسات لطیف تر جنس زن می تواند فرصت های تازه ای برای خواننده های مرد باشد... البته هوش خواننده هم در این بین دخیل است چون ممکن است در صورت اشتباه، ترانه ی زیبایی مثل «من اگه نباشم» مریم حیدرزاه به کل حرام شود! ترانه ی کاملا زنانه ای که توسط مردها اجرا شود صورت خوشی ندارد و اگر این ترانه ی زیبا توسط یک خواننده ی زن اجرا می شد قطعا تاثیرگذارتر می شد... زانیار خسروی هم با تک ترانه ی «عشق من باش» که هم هیت آلبوم است و هم سر کاستی اش و هم نام آلبوم از آن گرفته شده واقعا «گل» کار محسوب می شود. ترانه های زانیار چه آنهایی که خودش خوانده و چه آنهایی که برای خواننده های دیگر سروده، فضاهای خاص و منحصر به فرد و دوست داشتنی دارند. البته این ترانه با دیگر ترانه هایش یک تفاوت اساسی دارد و آن هم این است که برخلاف اکثر ترانه های زانیار، در این کار از کلمات قلمبه سلمبه و غیر مصطلح خبری نیست!

چیدمان ترانه ها و ترکیب آنها هم یک مجموعه ی شنیدنی از این آلبوم ساخته است. شما می توانید سی دی را داخل دستگاه بگذارید و بدون اینکه کاری را رد کنید تا آخرین ترانه، چندین بار به آن گوش بدهید.

-

 

نوبتی هم که باشد نوبت نکات منفی کار است! اولین چیزی که به نظر می رسد شباهت بسیار بسیار زیاد صدای خواننده به صدای رضا صادقی، مرد مشکی پوش پاپ است... البته این شباهت فقط به تُن صدا محدود نمی شود و شیوه ی اجرا هم هر شنونده ای را به یاد رضا صادقی می اندازد! این شباهت تا حدی است که اگر یکی از قطعات را برای کسی که اینسرت را ندیده و بهنام صفوی را نمی شناسد پخش کنید امکان ندارد باور کند که خواننده ی این قطعه جز رضا صادقی شخص دیگری است! البته این شباهت فقط در شیوه ی خواندن خواننده خلاصه می شود و بهنام صفوی آنقدر هوش و ذکاوت به خرج داده که با انتخاب ترانه ها، ملودی ها و تنظیم های متفاوت از فضای کارهای رضا صادقی خود را از لقب «مقلد صرف» مبرا کند.

در ضمینه ی ترانه فقط می شود به «تبریک» که تنها ترانه ی علی بحرینی در آلبوم است خرده گرفت. البته این قطعه هم شنیدنی و جذاب است و تنظیم بسیار زیبای سیروان خسروی و ملودی خوب بهنام صفوی ضعف ترانه را تا حد زیادی پوشانده است. ترانه از این جهت دچار مشکل است که خیلی جاها بی مورد از کلمه ی «تبریک» استفاده شده است. البته بعضی قسمت های ترانه واقعا جذاب است:« مبارک دلت باشه این همه بی احساسی هات/ حق داری دیگه نشناسی منو با اون قلب سیات/ حق داری گریه هامو ببینی و بخندی/ آزادی تا به هر کی دوست داری دل ببندی...» شاید اگر این قدر برای به کار بردن کلمه ی «تبریک» اصرار نمی کردند این ترانه زیباتر از این حرف ها می شد...

یک خواهش: خواهشا حتما نسخه ی اصل این آلبوم را تهیه کنید و از کپی یا دانلود آن به شدت پرهیز کنید! باور کنید این آلبوم زیبا ارزش ۱۵۰۰ تومان را دارد!!!


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/07/24 ساعت موضوع موسیقی و سینما | لینک ثابت


سه خبر...

گلزار با احمدی نژاد دیدار کرد!

به گزارش تابناک محمدرضا گلزار چندی پیش در نهاد ریاست جمهوری به ملاقات مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور رفت و در این دیدار مشکلات پیش آمده ی صنفی و غیرصنفی اش را مطرح کرده و تقاضای رفع آنها را داشت. او برای حل بحران های چند ماه اخیرش از رئیس دفتر رئیس جمهور تقاضای کمک کرد. در پایان این دیدار مشایی امکان ملاقات چند دقیقه ای گلزار با احمدی نژاد را نیز فراهم کرد. شنیده ها حاکی از آن است که یکی از تهیه کننده های مرتبط به مقامات بالا چندی است مشکلات عدیده ای برای این سوپراستار جوان به وجود آورده و حتی چند روزی او را به بازداشتگاه انداخت.

 

ورود ترانه سراها به ارشاد؛ ممنوع!

از این پس ترانه سراها نمی توانند وارد شورای شعر دفتر موسیقی ارشاد شوند و پیگیری پرونده های اشعار مختلف برعهده ی مدیران شرکت های موسیقی  است! تا به حال دیده بودید که ورود فرد به جایی که قرار است متولی! و حامی! او باشد، ممنوع شود؟! ندیده بودید؟!! حالا ببینید...!!!

 

از «این» محسن؛ تا «آن» محسن...!

محسن چاوشی و محسن یگانه  آلبوم های دومشان را آماده ی انتشار دارند. محسن چاوشی پس از مدت ها نام «ژاکت» را برای آلبوم جدیدش انتخاب کرد و محسن یگانه که قرار بود نام آلبومش «تابوت» باشد، در پی مخالفت وزارت ارشاد با این اسم به دنبال اسم دیگری برای آلبوم تازه اش می گردد! مخالفت وزارت ارشاد با اسم آلبوم ها هم داستانی است...!!!


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/07/18 ساعت موضوع موسیقی و سینما | لینک ثابت


اینجا تهران است؛

گزارشی سومین نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال

امروز 18 مهرماه آخرین روز برگزاری نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال در مصلای امام خمینی (ره) بود. به همین دلیل هم تصمیم گرفتم از نمایشگاه بازدید کنم. در مسیر رفت، نزدیک ایستگاه دروازه دولت تعداد زیادی ماشین و مامور ایستاده بودند، همان جایی که مدت هاست کارگران مشغول ساخت «بلندترین پل فلزی پایتخت» هستند. نزدیکای ساعت 10 بود که از آنجا رد می شدیم. من که اصلا حواسم به بیرون نبودچون مشغول خواندن استوری بوک جدیدم بودم اما شنیدم که بعضی ها در گوش هم می گفتند: قالیباف! قالیباف اینجاست، ببینش! من هم خیلی سعی کردم ببینمش! اما خیلی دیر شده بود! خب، این خبر خوبی بود. چون حضور قالیباف سر آن پل قطعا بریا افتتاحش بود...

بگذریم... بهتر است برویم سر نمایشگاه رسانه های دیجیتال. امروز روز آخر برگزاری نمایشگاه بود و قطعا می بایست شلوغ ترین روز هم باشد اما این شلوغ ترین روز به طرز عجیبی خلوت بود! در واقع اگر دانش اموزان سه، چهار مدرسه که برای بازدید آمده بودند را در نظر نگیریم شاید تعداد مراجعان به زحمت به صد نفر می رسید! این اولین باری بود که به جز نمایشگاه های کتاب و قرآن و مطبوعات از نمایشگاه دیگری دیدن می کردم و این خلوت بودن بدجوری توی چشمم بود!

نمایشگاه بخش های بسیار متنوعی داشت که همان ابتدا با گرفتن نقشه ی غرفه ها نظرتان را جلب می کرد. نشست ها و کارگاه های آموزشی، شهر دیجیتال، پایگاه های اینترنتی و وبلاگ ها، هنرهای دیجیتال، سازمان ها و استان ها، بازی های رایانه ای، خانواده و رسانه های دیجیتال، نرم افزارهای رسانه های و... از قبیل این بخش ها بودند.

نمایشگاه برای بچه ها هم تدارکاتی دیده بود تا حوصله شان سر نرود! کارگاه ساخت مجسمه های خمیری با خمیر آریا!، نقاشی روی سی دی، نمایش عروسکی، مهدبازی کودکان، غرفه های سیا ساکتی و دوستان و انیمیشن ها ایرانی در قسمت هنرهای دیجیتال از جمله ی این تدارک ها بودند. البته بزرگترها هم بی نصیب نبودند و مسابقات متعددی برایشان در نظر گرفته شد به جز چندین و چند مسابقه ی اسم ام اسی، مسابقه ی مهارت رایانه ایهم ایده ی جالبی بود.

قسمت نرم افزارهای موبایل هم از دیگر بخش های جذاب بود اما پر واضح است که برای ما جماعت وبلاگ نویس هیچ قسمتی به اندازه ی بخش سایت ها و وبلاگ ها دیدنی نیست.  در بخش سایت ها و وبلاگ ها چیزی که خیلی به چشم می آمد توجه بسیار زیاد به مسئله ی غزه و لبنان بود. تعداد زیادی از مسابقات پیامکی هم پیرامون همین موضوعات بودند. بیشتر غرفه ها تصاویری از سید حسن نصراله و یا جنگ غزه و لبنان را روی دیوارهایشان داشتند. به ندرت می شد غرفه ای را پیدا کرد که موضوعی فراتر از غزه و لبنان یا موضوعات مذهبی داشته باشد. انگار که به دیدن نمایشگاه آثار دیجیتالی مذهبی رفته بودیم!

از بین این غرفه ها یک غرفه ای مسابقه ی جذابی گذاشته بود با موضوع اینکه «اگر می تونستی، به امام زمان (عج) ایمیل بزنی چی می نوشتی؟؟؟» این موضوع واقعا موضوع جالبی بود جوری که ساعت ها فکرم را مشغول کرده بود اما یک چیزی کاملا مشخص بود آن هم اینکه هر چه می خواستم بگویم کاملا خصوصی بود!

غرفه ی مذهبی دیگری که نظرم را جلب کرد غرفه ی سایت ای – پرسش بود که غرفه دارش برای معرفی سایت و پخش کردن بروشورهایش خیلی فعال بود! سایت ای-پرسش هم سایت پر امکانات دیگری برای پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی است. من از این دست سایت ها زیاد استفاده کرده ام و گهگاه نتایج خوبی هم به دست آورده ام. این سایت در زمره ی پر امکانات ترین سایت های پاسخگوی دینی است.

غرفه ی شهدا هک یک بخش جالب داشت و آن هم ویترینی بود از اشیای مربوط به دوران دفاع مقدس با این توضیح که:«این ها زیر خاکی اند اما عتیقه نیستند اگر با چشم دل نگاه کنید عتیقه تر از اینها پیدا نمی کنید.»

معرفی سایت تازه افتتاح شده ی یوتیوب فارسی که قرار است رقیبی برای یوتیوب خارجی باشد هم غرفه ی دیگری از نمایشگاه را اشغال کرده بود. البته باید دید سایتی که اصولش بر مبنای آزادی بیان و تضارب آراء بنیان نهاده شده و کاربران باید خط مشئ آن را تعیین کنند در جامعه ی این روزهای ایران که کم از حکومت نظامی نیست چطور می خواهد فعالیت کند!

در یکی از راهروهای نمایشگاه روی زمین تصویر پرچم امریکا و اسرائیل و کشورهای بلوک غرب کشیده شده بود تا بازدیدکننده ها آنها را در اقدامی نمادین لگدمال کنند!

قسمت کاریکاتور نمایشگاه هم بعضا کاریکاتورهای بانمکی داشت که می شد به آنها خندید!

سالن پخش مولتی ویژن هم یکی دیگر از بخش ها بود که در نهایت هم وقت نشد وارد آن بشوم و فقط همین عکس نصیبم شد!

صدا و سیما و گروه مجلات همشهری جوان هم در نمایشگاه غرفه داشتند. اشتراک همشهری جوان در نمایشگاه 25% تخفیف داشت! غرفه ی شهرداری تهران هم با نصب پوسترهای تبلیغاتی فیلم سینمایی تردید و سریال های تلویزیونی بین آن همه عکس از غزه و لبنان خیلی توی چشم بود!

براندازی نرم به وسیله ی بازی های ویدئوی هم از نظر مسئولان نمایشگاه دور نمانده بودو یک غرفه هم به این موضوع اختصاص داشت. در این غرفه به بازی های سیاه و سفید، سیمس، ۀغاز نبرد و احساس مسئولیت4 اشاره شد و بازی جدیدی که کاربر ماموریت پیدا می کند به مقامات، نیروهای امنیتی و نیروگاه های اتمی ایران حمله کند و البته با این توضیح که این بازی نزدیک انتخابات ایران منتشر شد!

غرفه ای هم به 100 چهره ی وبلاگ نویس اختصاص داشت و تصاویری از محمد اصفهانی، عادل فردوسی پور، کامران نجف زاده، ابراهیم حاتمی کیا، مسعود ده نمکی، مونا برزویی، محمود احمدی نژاد و... روی دیوارهایش خودنمایی می کرد.

غرفه ی کانون رسمی هوادران منچستر یونایتد هم که خیلی جالب تزئین شده بود از غرفه های پر ازدحام نمایشگاه بود.

مجموعه ی سایت های ما هم یک غرفه را به خود اختصاص داده بودند، بازارما، ورزش ما، سینمای ما، موسیقی ما و... روی پوسترهای نصب شده بر دیوار هم مختصر توضیحی درباره ی هریک از این سایت ها نوشته شده بود.

نمایشگاه غرفه های بسیار زیاد و متنوعی داشت که نمی توان به تمام آنها پرداخت. از غرفه ی دانشگاه شریف که روباتهای ساخت دانشجویانش را نمایش می داد تا انواع و اقسام سایت ها و آموزشگاه های زبان، کامپیوتر و حتی فیلم سازی!

در مجموع نمایشگاه رسانه های دیجیتالی نمایشگاه دیدنی و جالبی بود که شاید اگر کمتر به حواشی می پرداخت و موضوعات گستره تری را از لحاظ محتوا پوشش می داد و تبلیغات مناسبتری هم خرجش می کردند اینقدر مظلوم واقع نمی شد!

* من کلی از نمایشگاه عکس گرفته بودم ولی به دلیل گم شدن ناگهانی! کابل گوشی ام نتوانستم از آنها استفاده کنم!


 

نوشته شده توسط مهسا در 88/07/18 ساعت موضوع اجتماعی | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting